شنبه 27 مهر 1398   08:09:00
منوی معاونت فرهنگیمنوی معاونت فرهنگی
بازديدهابازديدها
تعداد بازديد اين صفحه: 637321
تعداد بازديد از سايت: 77638474
تعداد بازديد زيرپورتال: 637321
اين زيرپورتال امروز: 5
در امروز: 1511
اين صفحه امروز: 5
اطلاعات متنی
دوشنبه 26 شهريور 1397 مهارت حل مسئله و تصميم گيري

مهارت حل مسأله و تصميم گيري

در زندگي ما انسان ها واقعيت هاي متعددي وجود دارند كه ما چه بخواهيم و چه نخواهيم با آنها مواجه خواهيم شد. طي مباحث قبل به بررسي دقيق تر اين واقعيت ها و نيز چگونگي رويارويي با آنها پرداختيم. از جمله واقعيت هايي كه هر كدام از ما دائما با آنها برخورد داشته و خواهيم داشت، مشكل و تصميم گيري است.

حتما شما اجزاء رواني انسان ومثلث آنرا به خوبي به ياد داريد. مسايل با مشكلات و تصميم گيري از جمله مواردي هستند كه با مهم ترين بخش مثلث دستگاه رواني انسان در ارتباط است. تفكر كه كاركرد مغز ماست. موجب مي شود كه از عهده ي حل يك مسأله برآييم و يا تصميمي اتخاذ كنيم. حال اگر روش حل مسأله و يا شيوه ي تصميم گيري ما معيوب باشد، بديهي است كه ديگر اجزاي رواني ما يعني احساسات و رفتار نيز به شكلي ناكارآمد فعال خواهند شد.

   موضوع مهم حل مسأله و تصميم گيري مورد توجه بسياري از محققان و پژوهشگران واقع شده است. يافته ها دال بر آن است كه مهم نيست افراد در زندگي با مشكل، دردسر ، گرفتاري، انتخاب و..... روبرو نشوند. بلكه مهم آن است كه در مواجهه با اين گونه موقعيت ها بتوانند به شيوه اي صحيح عمل كنند. بعضي از افراد حتي قادر به بر طرف كردن مسايل روزمره ي خود نيستند و در مقابل كوچكترين مسأله يا انتخاب، دچار پريشاني، دستپاچگي، آشفتگي وناراحتي مي شوند. در مقابل اين گروه، افراد ديگري نيز وجود دارد كه در حل مسايل ومشكلات متنوع ومواجهه با موقعيت هاي مستلزم تصميم گيري نه تنها دچار آشوب نمي شوند بلكه به اين سطح از خودآگاهي دست مي يابند كه نقاط ضعف خود را بهبود بخشند. عمده ترين علت موفقيت اين افراد آن است كه به هنگام روبرو شدن با مشكلات وگرفتن يك تصميم از روشي منظم و مرحله به مرحله استفاده مي كنند حال آنكه افراد گروه اول فاقد اين توانمندي هستند.

*ويژگي هاي افراد فاقد توان حل مسأله و تصميم گيري

1. وجود مشكل را دليل بر ضعف، بي كفايتي، بي لياقتي، بي استعدادي، ناداني و... خود مي دانند.

2.به هنگام مواجهه با مشكلات و مواقعي كه بايد تصميمي بگيرند، مرتب خود را سرنزش وملامت مي كنند.

3. معتقدند كه يك دنياي خوب، دنياي خوب بدون مشكل است.

4. روش معمول اين افراد، اجتناب يا فرار است.

5.معمولاً بدون انديشيدن كافي و با عجله و تكانشي عمل مي كنيد.

6.در مقابل مشكلات وموقعيت هاي تصميم برانگيز احساس درماندگي ونااميدي مي كند.

7.قادر به پيش بيني پيامد راه حل ها و نتيجه تصميم گيري هاي خود نيستند.

    مسلم است كه داشتن چنين شيوه اي نه تنها به فرد كمك نمي كند تا از استرس مربوطه رهايي يابد، بلكه احساس و رفتار بعدي ناشي از اين شيوه، خود، استرس ناخوشايندتري را بوجود مي آورد. تبيين اين قضيه نيز بسيار روشن است. هر مسأله يا تصميمي، ماهيتا يك موقعيت استرس را پديد مي آورد و وقتي كه فرد، مسأله را به درستي حل نكرده و يا تصميم مناسبي نگيرد، بر شدت احساس استرس افزوده خواهد شد و استرس در نهايت، موجب فعال شدن هيجان هاي ناخوشايند او خواهد شد.

   با اين توضيحات ، ضرورت مهارت در حل مسايل ومشكلات زندگي وتصميم گيري بر همه روشن وآشكار است. ولي ذكر يك نكته الزامي اس وآن هم اينكه مهارت حل مسأله ومهارت تصميم گيري يكسان است و علت اينكه با وجود اين شباهت، حل مسأله وتصميم گيري تحت دو نام مطرح مي شود به تفاوت موقعيت هاي اين دو بر مي گردد. ما در مواجهه با يك مسأله بايد يك راه حل پيدا كنيم حال آنكه در هنگام تصميم گيري بايد از بين گزينه هاي مختلف، يكي را انتخاب كنيم. به عبارت ديگر تفاوت مسأله و تصميم گيري آنقدر نيست كه لازم باشد براي هر كدام، شيو ه اي مجزا، انديشيده شود.

مرحله اول. خود آگاهي هيجاني

  شايد كمي مضحك به نظر برسد كه ما با مشكلي مواجه شده و بخواهيم تصميمي بگيريم ولي در ابتدا با خود فكر كنيم. من با يك مشكل مواجه شده ام و يا من در حال تصميم گيري هستم . اگر به ياد داشته باشيد، خودآگاهي هيجاني به اين معناست كه ما، خودمان، آگاهانه بدانيم كه داراي چه احساس و هيجاني هستيم. بكاربردن اين جزء از خود آگاهي به شكل گفتار دروني فوق باعث مي شود كه ذهن ما معطوف به مسأله يا تصميم شود و بدين ترتيب آگاهي ما به وضعيت باعث مي شود كه تمركز لازم جهت ادامه ساير مراحل اين دو مهارت فراهم گردد.

  از طرف ديگر اين امكان هم وجود دارد كه در مواجهه با يك مشكل يا تصميم، افكار ناكارآمد فرد فعال شوند. معمولا افرادي كه در مواجهه با مسايل وموقعيت هاي تصميم بر انگيز، ضعيف عمل مي كنند مديريت خود را به عهده ي افكار ناكارآمد خود مي سپارند.

هر چه بلاست سر من نازل مي شود

من بي عرضه ام و گرنه دچار دردسر نمي شدم.

من آدم بدرد نخوري ام.

جملات فوق تنها مشتي از خروارها افكارناكارآمد است كه به شكل گفتار دروني در رويارويي با مشكلات روزمره، مي توانند باعث شوند كه ما نتوانيم به خوبي از پس حل يك مشكل و يا اخذ يك تصميم بر آييم.

بنابر اين، اولين و مهم ترين مرحله ي مهارت هاي حل مسأله و تصميم گيري اين است كه به طور جدي سعي كنيم ، افكار ناكارآمد خود را با به كاربردن گفتارهاي دروني مناسب، كارآمد كنيم:

*مشكل براي هر كسي پيش مي آيد و براي  من هم پيش آمده است)

*  اين يك تمرين است و باعث مي شود كه قوي تر شوم

*قدرت من خيلي بيشتر از اين چيرهاست

بنابر اين آنچه كه ما بايد در اولين مرحله ي حل مسأله يا تصميم گيري. خودآگاهي هيجاني. انجام دهيم اين خواهد بود كه

اولاً آگاهي داشته باشيم كه بايد مشكلي را حل كنيم يا تصميمي بگيريم.

ثانيا اين گونه گفتار درونيدر ذهنما فعال شود كه مشكلات، واقعايت زندگي اند و بسياري از مواقع راه حل دارند.

ثالثاً با به كار انداختن گفتارهاي دروني مثبت مانع از فعال شدن افكار ناكارآمد شويم.

مرحله دوم. تعريف دقيق مسأله يا تصميم

   مشكلات عمدتاً به دو طبقه واضح و مبهم طبقه بندي مي شوند. مشكلات واضح به مشكلاتي گفته مي شود كه فقط داراي يك راه حل صحيح هستند. اينگونه مشكلات هدف روشني داشته و نقطه شروع جهت حل آنها مشخص بوده و تقريبا براحتي مي توان گفت كه چه موقع مشكل حل شده است. به عنوان مثال شرط پاس كردن يك واحد درسي (مشكل) نمره ده به بالاست (راه حل)، بدين منظور لازم است كه مطالعه كافي و صحيح داشته باشيد (نقطه شروع) اگر نمره كمتر از ده گرفتيد نشان دهنده آن است كه موفق به پاس كردن آن درس نشده ايد. (روش ارزيابي حل موفقيت آميز مشكل).

  حال آنكه مبهم به مشكلاتي گفته مي شود كه براي رفع آن گزينه هاي صحيح محتمل متعددي وجود دارد. اغلب اوقات هدف در اين دسته از مشكلات كلي بوده و شفاف نيست. مشخص كردن چندين هدف با عبارت هاي واضح كه بتوان براي هر كدام راه حل هايي را در نظر گرفت. نقش مهمي در تعريف صحيح مشكل دارد. به عنوان مثال وقتي مي گوئيد. من با پدرم ارتباط خوبي ندارم براي رفع آن لازم است كه آن را به اهداف عيني وشفاف تري تقيل دهيد تا بدين ترتيب ضريب حل صحيح آن افزايش يابد.

هدف اول: به علت مشكل ارتباطي مان پي ببرم.

هدف دوم: فعاليت هاي مشترك با پدرم را افزايش دهم.

هدف سوم: با پدرم بيشتر صحبت كنم.

جملات فوق اهداف عيني و شفاف جهت غلبه بر (مشكل ارتباطي با پدر) هستند.

بدين ترتيب طي اين مرحله لازم است كه با بيان اهداف عيني و شفاف، تعريف دقيقي از مشكل با مورد تصميم گيري ارائه دهيم. مشكل واضح، يك هدف دارد و آن اهدف دستيابي به تنها راه حل است.

براي مشروط نشدن (مشكل) بايد طوري درس بخوانم كه معدل نمراتم كمتر از 14 نشود.

جمله فوق تعريف دقيق يك مشكل واضح است.

حال آنكه مشكلي مبهم داراي يك هدف كلي است . شكستن اين هدف كلي به اهداف عيني تر موجب مي شود كه تعريف دقيقي از مشكل بيابيم.

من با پدرم ارتباط خوبي ندارم (هدف مبهم و تا حدودي كلي است)

بايد به علت مشكل ارتباطي خودم و پدرم پي ببرم.

بايد فعاليت هاي مشترك را با پدرم افزايش دهم.

بايد بيشتر با پدرم صحبت كنم.

جملات 1 تا 3 اهداف عيني جهت غلبه بر (مشكل ارتباطي با پدر) هستند.

به نظر مي رسد كه تمايز بين مشكلات واضح و مبهم كار راحتي نباشد ولي در هر صورت اگر ياد بگيريم كه در مواجهه با هر نوع مشكل با استفاده از اهداف عيني و شفاف به تعريف دقيق مشكل بپردازيم. ماهرانه تر عمل كرده ايم. تعريف هر مشكل و مورد تصميم گيري متشكل از اهداف عيني و شفاف در جهت رفع آن مي باشد.

مرحله سوم. بارش فكري

  اگر در جلسات گروهي آموزش مهارت هاي زندگي شركت كرده باشيد، شما طي جلسات، به اندازهي كافي پي به فلسفه بارش فكري برده ايد. آنچه كه طي بارش فكري صورت مي گيرد اين است كه ما ذهن خود را به انديشين وا مي داريم. هنگامي كه مشكل يا تصميم دقيقا مشخص و معلوم گرديد، به عبارت ديگر وقتي كه براي مشكل يا مورد تصميم گيري خود اهداف عيني و شفاف در نظر گرفتيم طي بارش فكري براي تحقق يافتن هر يك از اين اهداف تا آنجا كه ممكن است گزينه طرح مي كنيم. موضوع مهم در اين مرحله كميت راه حل ها و تصميم هاست نه كيفيت آنها. به اين شكل كه بدون ايجاد محدوديت براي ذهن، هر راه حل يا تصميمي را كه به ذهنمان آمد، بدون در نظر گرفتن درست يا نادرست بودن و مثبت يا منفي بودن آن ياد داشت كنيم.

دو دليل وجود دارد كه چرا نبايد ذهن را در مرحله بارش فكري سانسور كرد.

1.هنگامي كه ما ذهن خود را راحت و باز بگذاريم ممكن است. راه حل هاي مناسبي بيابيم كه ممكن است در حالت معمول وايجاد سانسور اصلاً به آنها نزديك نشويم.

2.هدف اين محرله فقط دستيابيب ه راه حل ها و گزينه هاي انتخابي زيادتر است و آنچه اهميت دارد تعداد راه حل يا گزينه ها است نه اينكه كداميك بهتر است. ارزشيابي و قضاوت در مورد كيفيت راه حل ها (مثبت يا منفي، كارآمد يا ناكارآمد) مربوط به مرحله ي بعد است. منطق بارش فكري اين است كه كميت توليد كيفيت مي كند. ما وقتي كه راه حل ها با گزينه هاي متعددي را در نظر بگيريم، احتمال يافتن بهترين راه حل يا تصميم بالاتر مي رود.

بدين ترتيب شما در مواجهه با مشكل بيكاري كه شايد در آينده و پس از فارغ التحصيلي با آن روبرو شويد، چه گزينه هايي به ذهنتان مي رسد؟

مرحله ي چهارم، ارزيابي گزينه ها و انتخاب بهترين راه حل

  طي اين مرحله ما موظفيم كه هر يك از گزينه هاي مرحله سوم را مورد قضاوت وارزشيابي قرار دهيم. آنچه در مرحله ي سوم مهم بود. گزينه هاي متعدد بود و آنچه در اين مرحله مهم است انديشيدن به مزايا و معايب گزينه ها و كشف بهترين راه حل است. براي ارزيابي هر كدام از گزينه هاي مرحله بارش فكري لازم است كه :

ملاحظاتي را در نظر داشته باشيد. هر چقدر ملاحظات بيشتري را فهرست كنيد. دستشما براي ارزيابيد قيق تر، بازتر خواهد بود. متخصصان معتقدند در نظر نگرفتن ملاحظات دقيق از جمله علل شايع شكست در حل مسئله يا تصميم گيري مي باشد.

با استفاده از يك مقياس پنج درجه اي (كه يك به معناي اهميت جزئي، پنج به معناي بيشترين اهميت و اعداد دو، سه و چهار منعكس كننده درجات ديگر اهميت هستند)، اهميت نسبي هر يك از ملاحظات را تعيين كنيد. تعيين نمره براي ملاحظات يك موضوع شخصي است. اين امكان وجود دارد كه نمره دهي هر كدام از ما به ملاحظات در نظر گرفته شده متفاوت باشد. اگر مي خواهيد با ارزش هاي خود بيشتر آشنا شويد، نمره دهي ملاحظات به شما كمك مي كند.

حال زمان آن فرا رسيده است كه هر كدام از گينه هاي مرحله بارشفكري را در نظر گرفته و تعيين كنيد كه هر كدام چه اندازه هر يك از ملاحظات شما را بر آورده مي سازد. براي اين كار از اعداد 2 ف 1 - ، 1 + و 2 + استفاده كنيد 2 + نشانه حداكثر تأثير گذاري و  2 بالعكس نشانه حداقل تأثير گذاري است. صفر نيز وقتي بكار برده مي شود كه آن راه حل تأثير مثبت يا منفي بر آن ملاحظه نداشته باشد.

براي ارزيابي كلي هر راه حل كافي است كه نمره هر ملاحظه (اعداد يك تا پنجي كه براي هر كدام از ملاحظات طي مرحله 2 تعيين شدن) را درد جه بر آورده سازي هر راه حل (اعداد 2 تا 2 + مرحله 3) ضرب كنيد. عدد حاصل اثر بخشي راه حل مربوطه بر آن ملاحظه را تعيين مي كند. بواسطه جمع اعداد اين ستون، ارزيابي كلي راه حل مشخص مي شود. راه حلي كه جمع اعداد ستوان آن (حاضل ضرب نمره ملاحظه و درجه بر آورده سازي) بالاترين عدد باشد، بهترين راه حل است.

براي اينكه بيشتر متوجه مراحل ارزيابي راه حل شويد به مثال زير دفت كنيد.

نيما دانشجوي ترم ششم مقطع كارشناسي است و مصمم است كه با اخذ يك تصميم مناسب تكليف دوره پس از فارغ التحصيلي خود را مشخص كند. نيما با تعريف دقيق مورد تصميم گيري و يافتن گزينه هاي متعدد با ارزيابي آنها، بهترين راه حل ممكن را پيدا كرد.

بعد از فارغ التحصيلي چكار كنم؟

 

 

 

 

ملاحظات / گزينه ها

ادامه تحصيل

حق التدريس در آموزش و پرورش

ادامه شغل پدر

نوازندگي گيتار

درآمد 4

2- 8 -

1 + 4

1 + 4

1 + 4

نظرو الدين 2

2+ 4

1 + 2

 

2 + 4-

نظر نامزدش2

1 + 2

 

2 + 4

2+ 4 -

علاقه5

2 + 10

1 + 5

2 10 -

2 + 10

احتمال موفقيت 5

2 + 10

1 + 5

 

1 + 5

تأثير بر جامعه2

1 + 3

1 + 3

 

1 + 2

مرخصي1

2 + 2

1 + 1

2 + 2

1 + 1

اعتبار2

2 + 2

1 + 2

 

1+ 1

جمع

27

22

 

25

بدين ترتيب نيما توانست كه هر يك از گزينه ها را ارزيابي كرده و به اين نتيجه برسد كه بهترين راه حل (ادامه تحصيل) و بدترين راه حل (ادامه شغل پدرس) است.

نكته :

توجه به اين دو نكته مهم است كه اولا آنچه در ارزيابي يك گزينه بيشترين اهميت را دارد در نظر گرفتن نفع خود و نفع ديگرن است. راه حلي كه فقط به يكي از اين دو بپردزاد به احتمال زياد راه حل مناسبي نخواهد بود. بدين ترتيب با توجه به اين موضوع ما از انتخاب راه حل ها و تصميمات مخرب، بي فايده و مضر اجتناب خواهيم كرد. ثانيا امكان يافتن راه حل هايي كه فقط داراي نقاط قوت بوده و فاقد هرگونه نقطه ضعفي باشد، بسيار كم است. منظور از بهترين راه حل، راه حلي است كه داراي بيشترين نقاط قوت و كمترين نقاط ضعف بوده و به نفع ما و ديگران باشد.

مرحله ي پنجم اجرا و بازبيني راه حل ها

  بعد از انتخاب بهترين راه حل، به اجراي راه حل مناسب مي پردازيم. مرله اي اجرا نيز اهميت بالايي برخوردار است چرا كه بعضا هجوم افكار ناكارآمد، در اين مرحله موجب مي شود تا با وجود دستيابي به راه حل هاي مؤثر، موقعيت مشكل زا بخوبي رفع نشود، افكار ناكارآمدي نظير اين مشكل، پيچيده تر از آن است كه با اين كارها حل شود من هيچ وقت نتوانسته ام تصميم خوبي بگيرم. حتما اين راه حل، نتيجه اي نخواهد داشت و.... از جمله افكارناكارآمدي هستند كه بر توانايي ما در مقابله با موقعيت هاي مختلف زندگي تأثير منفي بجاي مي گذارند. آگاهي از اين افكار ناكار آمد، به چالش كشيدن آنها و اتكاء بر توانايي ها و نقاط قوت، نقش بسيار مهي در ناكارآمد كردن اين گونه موانع ايفاء مي كنند.

    بعد از انتخاب و اجراي يك راه حل، مشكلات و تصميم هاي آسان تر، كم و بيش، بخوبي رفع مي شوند ولي مروري بر زندگي پيچيده امروزي، حكايت از آن دارد كه ما در طول زندگي خود با مشكلات و تصميم هايي مواجه مي شويم كه به حدي ابعاد مختلف زندگي ما را در بر مي گيرند كه براحتي نمي توان براي حل آنها راه هايي يافت كه حداكثر مزايا و حداقل معايب را داشته باشند. آنچه كه در اين گونه مواقع، حاكيا ز درايت ماست بازبيني راه حل است، به اين معني كه پيامد راه حل يا تصميم مورد ارزيابي قرار مي گيرد، چنانچه راه حل يا تصميم رضايت بخش باشد به پايان خوش داستان رسيده ايم و در صورتي كه راه حل يا تصميم مؤثر نباشد، ما از ديگر راه حل هايي كه در مرحله ي سوم و چهارم يافته ايم، استفاده مي كنيم. در اينجا ذكر دو نكته لازم به نظر مي رسد.

   اولا اينكه فرايند حل مسأله يا تصميم گيري زماني پايان مي يابد كه موقعيت براي ما اشتغال ذهني ايجاد نكند.

   ثانيا اينكه ممكن است ما با موقعيت هايي مواجه شويم كه لازم باشد براي حل آنها، مجددا از ابتدا شروع كنيم.

مشورت

  شايد شما هم اين جمله را شنيده باشيد كه يك فرد توانمند كسي نيست كه خود توانائي هاي عديده اي داشته باشد بلكه كسي است كه مي تواند از توانائي هاي ديگران استفاده كند بدين ترتيب يك فرد ماهر در حل مسأله و تصميم گيري كسي است كه در هر كدام از مراحل حل مسأله و تصميم گيري مي تواند با مشورت از ديگران ضريب حل مؤثر مشكل يا اخذ تصميم صحيح را افزايش دهد.

مشكلات بين فردي

   احتمالاً  شما به اين نكته واقف هستيد كه مشلكلات و تصميم هايي كه ما به صورت روزمره با آنها مواجه مي شويم فقط منحصر به شخص خودمان نيست، بلكه بنا به ماهيت اجتماعي ما، وجود اختلاف در روابط بين فردي و اجتماعي، موضوع بسيار اريج و شايعي است و قطعاً هر يك از ما تجاربي از اين نوع داشته ايم.

   مهارت حل مسأله ي اجتماعي به ما كمك مي كند تا در اين گونه مناقشات نيز، عملكرد مناسب تري داشته باشيم. مراحل اين مهارت دقيقاً مثل مهارت هاي حل مسأله و تصميم گيري است با اين تفاوت كه در زمينه ي روابط فردي و اجتماعي بكار برده مي شود.

   بدين ترتيب به نظر شما زن و شوهرهاي جوان چگونه مي توانند از مهارت حل مسأله و تصميم گيري در رفع مسايل ومشكلات زندگي زناشويي خود بهره ببرند؟


تعداد بازديد اين صفحه: 916
ديگر بخش ها درباره دانشگاه قم سامانه هاپيوندهاي مفيدارتباط با ما
آدرس پستي: قم - بلوار الغدير - بعد از شهرك قدس - دانشگاه قم
كدپستي: 3716146611
تلفن : 32103000- 025
فكس : 32854499- 025
پست الكترونيكي:
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (Qomuniguest)

معاونت فرهنگي - دانشگاه قم
مجری سایت : شرکت سیگما